تهران، خیابان شریعتی، خیابان دستگردی(ظفر)، نبش خیابان نساء، پلاک 46، طبقه ۲، واحد ۶ 021-22272457 شنبه تا پنجشنبه ۹ تا ۲۰

ژنتیک و محیط چه تاثیری بر شخصیت ما دارند؟

عوامل ژنتیکی سهم قابل‌توجهی از تفاوت‌های فردی در ویژگی‌های شخصیتی را در سراسر طول عمر توضیح می‌دهند. نقش محیط مشترکِ تربیتی در شکل‌گیری شخصیت بزرگسالان، بسیار کمتر از آن چیزی است که بسیاری از الگوهای بالینی فرض می‌کنند. این یافته‌ها پیامدهای مهمی در نتیجه روان‌درمانی دارند.

با این حال، بیشتر درمانگران هنوز میزان تأثیر عوامل ژنتیکی بر ویژگی‌های شخصیتی و رشد شخصیت را دست‌کم می‌گیرند. مطالعات دوقلوها و فرزندخواندگی‌ها به نتیجه‌ای قابل‌توجه همگرا می‌شوند: حدود نیمی یا حتی بیش از نیمی از واریانسِ بیشتر ویژگی‌های شخصیتی به عوامل ژنتیکی نسبت داده می‌شود (Vukasović & Bratko, 2015).

تاثیر ژنتیک بر ویژگی‌های شخصیتی افراد

تأثیر ژنتیک به معنای تغییرناپذیری یا جبر زیستی نیست. ویژگی‌های شخصیتی می‌توانند در طول زمان شکل بگیرند، تعدیل شوند و به شیوه‌های متفاوتی بروز یابند؛ از جمله از طریق روان‌درمانی. آنچه ژنتیک به چالش می‌کشد، امکان تغییر نیست، بلکه این فرض است که ساختار شخصیت بزرگسالی عمدتاً با تجربه‌های اوایل کودکی توضیح داده می‌شود. طبق آخرین مطالعات انجام شده، محیط خانوادگی کودک سهم کمتر از ژنتیک را در ساختار شخصیتی او دارد.

این مسئله برای الگوهای روان‌درمانی که بر روایت‌های رشد ساده تکیه دارند، چالش‌برانگیز است. در این الگوها، ویژگی‌های پایدار شخصیت اغلب به‌عنوان پیامدهای تروما، شکست در دلبستگی یا ناهماهنگی والدین در نظر گرفته می‌شوند. هرچند این توضیحات جذاب و متقاعدکننده‌اند، اما اغلب فراتر از آن چیزی می‌روند که شواهد علمی می‌توانند پشتیبانی کنند.

پیامدها برای روان‌ درمانی

اگر ویژگی‌های هسته‌ای شخصیت به‌شدت تحت تأثیر ژنتیک باشند، بسیاری از خصوصیاتی که مراجعین با خود به اتاق درمان می‌آورند، محصول دشواری‌های دوران کودکی نیستند، بلکه بخشی از سرشت و آمادگیِ بنیادیِ فرد به شمار می‌آیند.

پذیرش این واقعیت از اهمیت روان‌درمانی نمی‌کاهد؛ بلکه وظیفه آن را شفاف‌تر می‌کند.

روان‌درمانی می‌تواند و واقعاً به بیماران کمک می‌کند تا تغییر کنند. این فرایند می‌تواند الگوهای تنظیم هیجان، رفتارهای بین‌فردی، خودفهمی و شیوه بروز ویژگی‌های شخصیتی را در طول زمان دگرگون سازد. این تغییر نه از طریق یافتن یک منشأ کودکی برای هر ویژگی پایدار شخصیت، بلکه از راه کمک به بیماران برای درک چگونگی تکرار الگوهای رابطه‌ای‌شان در زمان حال حاصل می‌شود.

این تمایز از نظر بالینی اهمیت دارد. شدت هیجانی، تکانشگری، بدگمانی و وسواس‌مندی ممکن است بازتابِ ویژگی‌های پایدار شخصیتی باشند، نه پیامدهای ماندگارِ تروما. زمانی که درمانگران خلاف این را فرض می‌کنند، درمان ممکن است به‌سوی بازسازی‌های پیچیده و مفصل از دوران کودکی سوق پیدا کند.

تجربه‌های کودکی همچنان اهمیت دارند، اما نقش آن‌ها اغلب به‌درستی فهمیده نمی‌شود. رشد، حاصلِ تعامل میان سرشتِ ذاتی و محیط است؛ به‌گونه‌ای که کودکان همان‌قدر که تحت تأثیر محیط قرار می‌گیرند، خود نیز محیط‌شان را شکل می‌دهند. آنچه به‌ظاهر تربیتی آسیب‌زا به نظر می‌رسد، ممکن است تا حدی بازتابِ سرشتی دشوار باشد که تعارض یا ناهماهنگی بیشتری را از سوی اطرافیان برمی‌انگیزد.

اثربخشی روان‌درمانی در این است که به مراجعین کمک می‌کند با ساختار روانی‌ای که واقعاً دارند ــ ساختاری که از تعامل میان سرشتِ ذاتی و عمدتاً عوامل محیطیِ غیرمشترک شکل گرفته است ــ آگاهانه‌تر و انعطاف‌پذیرتر زندگی کنند.

درمانی که بر چنین واقعیتی بنا شده باشد، محدودتر نیست؛ بلکه صادقانه‌تر و در نهایت انسانی‌تر است.

سوالات متداول

۱. آیا اگر شخصیت تا حد زیادی ژنتیکی است، روان‌درمانی فایده‌ای دارد؟

بله. ژنتیک به معنای تغییرناپذیری نیست. روان‌درمانی می‌تواند شیوه بروز ویژگی‌های شخصیتی، تنظیم هیجان و الگوهای ارتباطی را به‌طور معنادار تغییر دهد.

۲. آیا تجربیات کودکی نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیت ندارند؟

تجربیات کودکی مهم‌اند، اما نقش آن‌ها اغلب بیش‌ازحد بزرگ‌نمایی می‌شود. شخصیت نتیجه تعامل میان سرشت ذاتی و تجربه‌های فردیِ غیرمشترک است، نه صرفاً تربیت خانوادگی.

۳. چرا خواهر و برادرهایی که در یک خانواده بزرگ شده‌اند، شخصیت‌های متفاوتی دارند؟

زیرا علاوه بر تفاوت‌های ژنتیکی، هر فرد تجربه‌های منحصربه‌فردی دارد که حتی در یک خانواده مشترک یکسان نیستند و همین تجربه‌های غیرمشترک نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیت دارند.

منابع

psychologytoday.com

Krueger, R. F., South, S., Johnson, W., & Iacono, W. G. (2008). The heritability of personality is not always 50%: Gene-environment interactions and correlations. Journal of Research in Personality, 42(6), 1465–1481. https://doi.org/10.1016/j.jrp.2008.06.001

Plomin, R. (2011). Why are children in the same family so different? International Journal of Epidemiology, 40(3), 582–592. https://doi.org/10.1093/ije/dyq148

Vukasović, T., & Bratko, D. (2015). Heritability of personality: A meta-analysis of behavior genetic studies. Psychological Bulletin, 141(4), 769–785. https://doi.org/10.1037/bul0000017