وقتی شرایط اجتماعی از حالت طبیعی و همیشگی خارج می شود شاهد یکسری تعییرات و علائمی در افراد خواهیم بود. اضطراب یکی از مهمترین علائم هنگام مواجهه با بحران است. احتمالا تمام اعضای خانواده دچار این اضظراب شده و این اضطراب روابط آنها با یکدیگر را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.
وقتی اضطراب از حالت کنترل خارج شود خانوادهها به تدریج در معرض آسیبهای روانی و اضطرابهای مستمر قرار میگیرند. این اضطرابها باعث میشوند که تمرکز از زندگی روزمره و روابط اجتماعی برداشته شود و افراد بهجای اینکه به نحوی فعالانه با ترسهای خود روبرو شوند، در یک چرخه بیپایان از نگرانیها گرفتار شوند. در این شرایط، مدیریت اضطراب و ترس برای حفظ سلامت روان خانوادهها امری ضروری است. اما چگونه میتوان این ترسها را مدیریت کرد؟ چگونه میتوان در شرایط بحرانی روانی، تابآوری خود را افزایش داد؟
اضطراب یک واکنش طبیعی در بدن ما دربرابر ابهام و خطر است. در واقع اضطراب یک احساس نگرانی است که لزوما بر اثر مواجهه با محرک خاصی ایجاد نمیشود. به عنوان مثال شما با دیدن یک موقعیت دلهرهآور دچار استرس و افزایش ضربان قلب شدید. این واکنش طبیعی بوده و پس از مدت کوتاهی برطرف میشود. اما در احساس اضطراب شما پس از گذشت روزها و حتی ماهها همچنان با یادآوری آن خاطره دچار ترس و نگرانی غیر قابل کنترلی خواهید شد.
زمانی که تغییرات جدیدی در زندگی ایجاد میشود و با شرایط تنش زا مواجه شویم و موقعیت های چالش برانگیز، ما را تحت شعاع قرار میدهد، بسیار طبیعی است که مغز واکنش متفاوتی نشان دهد. یکی از اهداف اصلی مغز انسان جلوگیری از مواجهه با خطر است. بنابراین وقتی که در موقعیت ابهام و خطر قرار میگیرید با علائمی همچون بالا رفتن ضربان قلب مواجه میشوید تا بدن به فکر راه چاره ای برای فرار از آن موقعیت باشد.
استرس به خودی خود چیز بدی نیست. اما اگر میزان تجربه استرس در خودمان و اعضای خانواده از حد بگذرد، در آن شرایط میتواند آسیبرسان شود. البته این موضوع هم عادی است که در شرایط بحرانی، میزان تجربه استرس بیش از حالت عادی باشد.
هر گروه سنی و هر فرد با توجه به شرایط خاص خود، به نحوی متفاوت از دیگران با شرایط دست و پنجه نرم میکند. این تنوع نگرانی ها و شرایط چالشزای بیرونی ، میتواند روابط و سلامت روان خانوادهها را تحت تاثیر قرار دهد.
زنان در چنین شرایطی، علاوه بر ترسهای شخصی خود، مسئولیتهای زیادی را بر دوش دارند. آنها باید هم خود را مدیریت کنند و هم آرامش و امنیت را برای سایر اعضای خانواده بهویژه کودکان ایجاد کنند. اضطراب ناشی از شرایط غیرقابل پیش بینی، بهویژه در مواقعی که احساس کنند نمیتوانند از خانواده خود محافظت کنند، میتواند به شدت بر روحیه زنان تاثیر بگذارد.
زنان در شرایطی که خود از درون دچار اضطراب میشوند، ممکن است نتوانند به راحتی مانند سایر اعضای خانواده، اضطراب را در رفتارشان نشان دهند. همین امر نیز میتواند بر خلق و رفتار آنها تاثیر بگذارد.
کودکان، با ذهنی حساس و دنیای پر از سوالات بیپاسخ، بیش از هر گروه سنی دیگر تحت تاثیر تنشهای روانی و ترسهای ناشی از شرایط تنش زا قرار میگیرند. در چنین شرایطی، برخی وقایع که برای ما بزرگسالان ممکن است عادی و طبیعی به نظر برسد برای آنها معنای بزرگتری دارد. کودکان نمیتوانند آسیب ها را تجزیه و تحلیل کنند. برای آنها، اغلب رخدادها خارج از چارچوب استرس زا ممکن است یک تهدید قریبالوقوع باشد.
تجربه اضطراب و ترس در کودکان، اگر مدیریت نشود، میتواند به بروز مشکلات رفتاری و اضطرابهای مزمن در آینده منجر شود. آنها ممکن است بیقرار، عصبی، یا حتی دچار اختلال در خواب و تغذیه شوند. مواجهه پایدار با شرایط چالش زا و ترس های ناشی از آن باعث ایجاد بیاعتمادی و نگرانی دائمی در ذهن کودکان خواهد شد.
مردان خانواده نیز در این شرایط اضطرابهای بسیار زیادی تجربه میکنند. یکی از مهمترین مسائلی که مردان را نگران میکند، وضعیت کار و اشتغال آنها است. در شرایطی که بحرانهای اجتماعی پیش میآید، اشتغال و وضعیت معیشت، بیش از همیشه تهدید میشود. اضطراب شرایط اقتصادی یکی از مهمترین مسائلی است که میتواند مردان را تحت تاثیر خود قرار دهد. مردان در چنین شرایطی میتوانند زودرنج، حساس و عصبی شوند و همین امر میتواند بر روابط او با اعضای خانواده تاثیر بگذارد.
وقتی افراد در معرض ترس و اضطرابهای مداوم قرار دارند، کیفیت زندگی آنها به شدت کاهش مییابد و ممکن است قادر به انجام فعالیتهای روزانه خود نیز نباشند. ترس دائمی میتواند موجب کاهش انرژی، ضعف در تصمیمگیری و حتی مشکلات جسمی مانند فشار خون بالا و اختلالات خواب شود.
در شرایطی که اضطراب بیش از حد در خانوادهها حاکم شود، این وضعیت میتواند به سردی عاطفی و کاهش کیفیت روابط میان اعضای خانواده منجر شود. فشارهای روانی میتواند بهویژه بر روابط زن و شوهر تاثیرگذار باشد و موجب بروز اختلافات و تنشهای داخلی در خانواده گردد. همچنین، اضطرابهای جمعی و ترسهای مداوم ممکن است باعث از بین رفتن انسجام و همبستگی میان اعضای خانواده شود، زیرا افراد در چنین شرایطی به جای همافزایی و حمایت از یکدیگر، درگیر افکار و احساسات خود می شوند و به دنبال کاهش اضطراب خود از دیگران فاصله میگیرند.
در همین راستا، مدیریت ترس و اضطراب در خانوادهها برای حفظ روابط و سلامت روان اعضای خانواده ضروری است. اکنون که خطرات ناشی از اضطراب را بررسی کردیم، به بررسی تکنیکهای مقابلهای و روشهای مدیریت اضطراب در میان اعضای خانواده میپردازیم.
در شرایط جنگ و بحران، خانوادهها بهویژه در جوامع درگیر بحرانهای اجتماعی، نیاز به راهبردهایی برای مقابله با اضطراب و ترس دارند. این راهبردها میتوانند به خانوادهها کمک کند تا تابآوری خود را تقویت کرده و مشکلات روانی ناشی از این شرایط را به حداقل برسانند.
بسیاری از والدین در این شرایط سعی میکنند صرفا حواس کودکانشان را پرت کنند و یا داستانهای خیالی برایشان تعریف میکنند. اما باید به این موضوع آگاه باشید که کودکان در اکثر مواقع متوجه میشوند که شما واقعیت را به آنها نگفتید و همین امر اضطراب آنها را بیشتر میکند. بهترین راهکار برای کاهش استرس کودکان، توضیح واقعی شرایط به زبان خودشان است. شما باید بتوانید به عنوان والد، شرایط را متناسب با سن فرزندانتان به او توضیح دهید.
قطعا در شرایط بحرانی، شما نمیتوانید به صورت کامل خواندن اخبار را کنار بگذارید و اصلا همین امر هم میتواند استرستان را بدتر کند. در چنین شرایطی باید بتوانید ورودیهای ذهنتان را کنترل کنید. اخبار را فقط از منابع موثق و به صورت محدود مطالعه کنید تا دچار بمباران اطلاعاتی نشوید.
در شرایط بحرانی، معمولا افراد توان انجام کارهای روزمره خودشان را نیز از دست میدهند. اما همین امر میتواند باعث تشدید اضطراب آنها شود. یکی از روشهای کاربردی برای مقابله با این مشکل، برنامهریزیهای کوتاه و کوچک است. شما باید کارهایتان را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنید تا بتوانید از عهده انجام آنها بربیایید. انجام کارهایتان هرچند کوچک، میتواند اضطراب شما را کاهش دهد.
در شرایط غیر قابل پیش بینی و تنش زا، آنچه بیش از همه اهمیت دارد، همبستگی و حمایت متقابل اعضای خانواده از یکدیگر است. وقتی هر فرد در خانواده احساس کند که در کنار دیگران است و میتواند از آنها حمایت کند، توانایی مقابله با مشکلات بهطور چشمگیری افزایش مییابد. در چنین شرایطی، خانوادهها باید تمرکز خود را بر یکدیگر بگذارند و از هم حمایت کنند تا بتوانند از ترسها و اضطرابها عبور کنند.
ارتباطات عاطفی میان اعضای خانواده بهویژه در بحرانها نقش بسیار مهمی دارد. وقتی اعضای خانواده بتوانند آزادانه نگرانیها و ترسهای خود را بیان کنند و از دیگران حمایت عاطفی دریافت کنند، احساس امنیت و آرامش بیشتری پیدا میکنند. این نوع حمایتهای عاطفی میتواند به کاهش تنشها و اضطرابها کمک کرده و موجب تقویت روابط خانوادگی شود.
در شرایط بحرانی، وقتی وظایف و مسئولیتها بهطور منصفانه میان اعضای خانواده تقسیم میشود، فشار روانی بر یک فرد کاهش پیدا میکند. پدران و مادران میتوانند در انجام کارهای روزمره، مراقبت از فرزندان و مدیریت اضطرابها با یکدیگر همکاری کنند. این تقسیم مسئولیتها، موجب کاهش استرس میشود و احساس همبستگی و اتحاد را در خانواده تقویت میکند.
یکی از مهمترین عوامل در مقابله با شرایط دشوار غیر قابل پیش بینی، پذیرش واقعیتها و انعطافپذیری در برابر تغییرات است. خانوادهها لازم است یاد بگیرند که هیچچیز در شرایط بحرانی ثابت و قطعی نیست. آنها باید انعطافپذیری خود را افزایش دهند و قادر باشند با تغییرات سریع و شرایط پیچیده کنار بیایند. این پذیرش میتواند به کاهش استرس و اضطراب کمک کند و به خانوادهها این امکان را میدهد که بهطور مثبت با چالشهای مختلف برخورد کنند.
در شرایط دشوار و غیرقابل پیش بینی، خانوادههایی که میتوانند به طرز درستی اضطراب خود را مدیریت کنند و با استفاده از تکنیکهای مقابلهای و حمایتهای عاطفی یکدیگر را تقویت کنند، شانس بیشتری برای موفقیت خواهند داشت.